«برادرجان» دور افتاده و شعارزده

«برادرجان» دور افتاده و شعارزده
تهران - ایرنا - سریال «برادر جان» که در ایام مبارک رمضان از شبکه سه سیما پخش می‌شود روایتگر سال 98 است اما کاراکترهای این سریال به گونه ای در کوچه و خیابان با هم حرف می زنند که انگار از بطن جامعه جدا و در یک جزیره دور افتاده زندگی می‌کنند.

صدا و سیما در ماه مبارک رمضان 98 نیز شبیه به دو سال پیش نتوانست در حیطه سریال سازی موفق عمل کند. تلویزیون یک سال فرصت داشت که برای باکس طلایی خود در یک سال سریالی هایی با داستانی قوی و باور پذیر روی آنتن ببرد اما در یک عملکرد ضعیف ترجیح داد سریال «برادر جان» به نویسندگی سعید نعمت الله و کارگردانی محمدرضا آهنج را در بهترین زمان کنداکتور سیما از شبکه سه پخش کند.** ملودرامی که شعار گونه شدبرادر جان یک مضمون اخلاقی و دینی را در بستری اجتماعی به تصویر می‌کشد. این سریال نیز همچون دیگر آثاری نعمت‌الله یک ملودرام پرکشمکش درباره روابط انسانی و اجتماعی است. رویکرد اصلی در این سریال «حق الناس» است. مفهومی که این روزها در جامعه و رسانه ها به درستی به آن پرداخته نمی شود. شخصیت پردازی در «برادر جان» نقطه قوت جدید ترین اثر آهنج است. نویسنده فضایی معما گونه از زندگی کاراکتر های داستانش ساخته است و این موضوع باعث کنجکاوی مخاطب شده است.حضور بازیگرانی چون علی نصیریان، حسن پورشیرازی، ‌آفرین‌ عبیسی، حسام منظور و لعیا زنگنه یکی دیگر از شاخصه هایی است که می تواند یک سریال را پر بیننده کند.تا این قسمت همه چیز خوب است و به درستی جلو می رود اما سازندگان این سریال توجهی به این موضوع نکردند که پرداختن به طور مستقیم و شعارگونه به موضوع حق الناس آن هم در یک سریال رمضانی می تواند مخاطب را پس بزند. ** شخصیت های تکراری در فیلمنامه های نعمت اللهفیلمنامه های سعید نعمت‌الله در بیشتر اوقات ماجراهای زندگی چندین شخصیت را روایت می کند. داستان هایی که او می نویسد پر است از شخصیت‌هایی لوتی واری که خاکستری رنگ هستند و می توان در وجودشان سفیدی و مهربانی را دید. این کاراکترها در اصل قلبی سیاه ندارند اما دست روزگار باعث می شود آنها نیز ناخواسته همراه با برخی جریان ها پیش روند. این نویسنده همچنین علاقه خاصی به ساختن شخصیت‌هایی دارد که کینه توز هستند، افردی که منتظر زمان می مانند تا چاقو را درست وسط قلب حریفشان جا دهند. با مرور فیلمنامه هایی چون «برادرجان»، «زیر پای مادر»، «مکائیل»، «پشت بام تهران»، «زیر هشت»، «مکائیل» می توان به این نتیجه رسید که نویسنده برادر جان دوست دارد در قصه هایش کاراکتر هایی را زنده کند که قلدر هستند و همیشه به خود حق با آنها است. نویسنده سریال رمضانی شبکه سه سیما به شدت روی نام گذاری تک تک کاراکترهای فیلمنامه اش فکر می کند و دوست دارد نام ها گیرا، پیام رسان و البته بکر باشد. او در جدید ترین فیلمنامه خود از نام هایی چون «چاوش»، «کریم بوستان»، «توکل» و «آراز» استفاده کرده است و این در حالی است که امروزه این نام ها جایی در جامعه واقعی ندارند. تا کنون تشابه ذکر شده در همه نوشته های نعمت الله دیده شده است و همین موضوع باعث می شود مخاطب حتی از تیزر معرفی سریال بتواند نام نویسنده اثر را حدس بزند.**دیالوگ هایی از دوران قاجاریکی دیگر از ویژگی های فیلمنامه های نعمت الله این است که عادت به نوشتن دیالوگ‌هایی شاعرانه دارد. انسان ها در داستان او راحت حرف نمی زنند. امروزی صحبت نمی کنند و این موضوع حتی تا جایی پیش می رود که آدم های داستان در صحبت با صمیمی ترین فرد زندگی شان از جمله های پرطمطراق استفاده می کنند. گاهی هم انقدر این جمله ها ادبی می شود که مخاطب سخت مفهوم دیالوگ ها را متوجه می شود.نعمت الله از ساختن کاراکترهایی که در بیشتر اوقات با نیش و کنایه و رمز آلود صحبت کنند لذت می برد و همین موضوع باعث می شود که بیننده کمی گیج شود. مخاطب سریال برادر جان نمی تواند این سبک صحبت کردن و رفتارها را کنار ماشین شاسی بلند و فضای امروزی تهران بگذارد.نوشتن دیالوگ های ادبی و شاعرانه که همه را یاد فیلم های چندین دهه پیش می اندازد مهم ترین نقطه ضعف این سریال است. اگر قرار است دیالوگ هایی شبیه به کتاب های شعر نوشته شود بهتر است سریال زمان قاجار را روایت کند. اینگونه مخاطب داستان و بازی های سریال را به خوبی می پذیرد.گزارش از: خاطره علی نسبفراهنگ **9210**9246**